تبليغاتX
.:آخرین برگ:. Table{font-family: Tahoma; font-size: 8pt;color:white}


 

نوشته شده توسط میثم در سه شنبه یازدهم بهمن 1384 ساعت 2:10 موضوع | لینک ثابت


شادروان فريدون مشيري

حاصل عشق

يك لحظه نشد خيالم آزاد از تو
يك روز نگشت خاطرم شاد از تو
داني كه ز عشق تو چه شد حاصل من
يك جان و هزار گونه فرياد از تو
***********************
زبانم بسته است

عشق تو به تار و پود جانم بسته است
بي روي تو درهاي جهانم بسته است
از دست تو خواهم كه برآرم فرياد
در پيش نگاه تو زبانم بسته است
************************
چشمان سخنگو

از بس كه غصه تو قصه در گوشم كرد
غمهاي زمانه را فراموشم كرد
يك سينه سخن به درگهت آوردم
چشمان سخنگوي تو خاموشم كرد
**********************
به ياران نيمه راه

كجايي اي رفيق نيمه راهم
كه من در چاه شبهاي سياهم
نمي بخشد كسي جز غم پناهم
نه تنها از تو نالم كز خدا هم


 

نوشته شده توسط میثم در سه شنبه یازدهم بهمن 1384 ساعت 0:36 موضوع | لینک ثابت


ایرج

به کلبه ی غم زده ام پرنده پر نمیزنه

به این دل شکسته ام محبت سر نمیزنه

هرچی غمه مال منه بدتر ز غم حال منه

هر جا میرم این غصه ها چون سایه دنبال منه

                                         

                                            


 

نوشته شده توسط میثم در سه شنبه یازدهم بهمن 1384 ساعت 0:27 موضوع | لینک ثابت