زندگی شاید همین باشد....

یک فریب ساده و کوچک آن هم از دست کسی که تو دنیا رو جز با اون و جز برای اون نمیخوای

سهراب گفتی....

چشم ها رو باید شست .. شستم....

گفتی جور دیگر باید دید..... دیدم.....

گفتی زیر باران باید رفت ..... رفتم ...

اما اون نه چشمای خیسم رو دید ونه نگاه دیگرم رو ...

فقط وقتی زیر بارون تنها رفتم گفت : دیوونه بارون ندیده

 

زندگی آنچه زیستیم نیست .... بلکه آن چیزیست که به خاطر می آوریم تا روایتش کنیم 

> گابریل گارسیا مارکز

برای عشق تو در قلبم سه کوه ساختم

اولی کوه وفا . دومی کوه صداقت . سومی.......

کوهی که هر وقت بهم گفتی دوستت ندارم خاطراتت رو ازش بندازم پایین


قلب انسان مثل یه جزیره دو افتاده میمونه!

 مهم نیست کی اول توش پا میزاه . مهم اونه که چه کسی برای همیشه تو اون جزیره میمونه

اگر سلطنت بلد نباشم سلطنت نمیکنم

 اگه زندگی بلد نباشم زندگی نمیکنم

اما اگر دوست داشتن بلد نباشم به خاطر تو یاد میگیرم


کوله بار آرزوهات روی دوشت

تا کجا ها رفتی با پای پیاده

رفتی و به هر چی خواستی نرسیدی

متاسفم برات ای دل ساده

دل به هر کی دادی از سادگی دادی

زندگیت و پای دل دادگی دادی

هر جا که دیدی چراغی پر فروغه

تا بهش رسیدی فهمیدی دروغه

 




 

نوشته شده توسط میثم در دوشنبه یکم آبان 1385 ساعت 10:10 موضوع | لینک ثابت